۱۳۸۷ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

محراب آزادی

:
«مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسان‌ها و اگر از عهده‌ی وظایف خود برنیاید دام‌گه شیطان و مایه‌ی تخریب انسانیت خواهد بود. زیرا افکار عمومی را شکل میدهد، فرهنگ‌آفرین است، خوراک روح را فراهم می‌آورد،‌ مراحل جدید تکامل معنوی را پی می‌نهد و عواطف مردم را پیراسته میگرداند. حق آنان (مطبوعاتی‌ها) بر جامعه نیز همان برخورداری از آزادی، پشتیبانی و تٱمین امکاناتی است که او را از فساد و انحراف مصون بدارد. آزادی برترین‌ساز و فعال کردن همه‌ی توانایی‌ها و ظرفیت‌های انسانی است،‌ هیچ کس نمی‌تواند در جامعه‌ی محروم از آزادی خدمت کند، تواناییهایش را پویا و موهبت‌های الهی را بالنده سازد. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش‌گمانی نسبت به انسان؛ حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد. فطرتی که قرآن می‌فرماید: "فطرت الله التی فطر الناس علیها" (فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است) آزادی حق روزنامه‌نگار است، که جامعه‌اش باید به او پیشکش کند. آزادی خدمتی است به روزنامه‌نگار تا کار خود را به انجام رساند، و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند. صیانت از آزادی ممکن نیست مگر با آزادی. آزادی، بر خلاف آنچه می‌گویند، هرگز محدود شدنی و پایان یافتنی نیست. در حقیقت، آزادی کامل، عین حق است. حقی است از جانب خدا که حدی بر آن نیست. آزادی حقیقی، دقیقا رهائی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی است. و به تعبیر علی (ع): "من ترک الشهوات کان حراً" (آزاده کسی است که شهوات را ترک کند). اگر بخواهیم آزادی را تعریف کنیم باید بگوییم که آزادی رهایی از دیگران و رهایی از نفس است. اگر آزادی را این‌گونه تفسیر کنیم، دیگر معتقد به حد و مرز برای آزادی نخواهیم بود. روزنامه‌نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و نداری بیفتد، و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود.»

‌بخشی که خواندیم گزیده‌ای بود از سخنرانی "امام موسی صدر" در هفتمین روز بعد از ترور "کامل مروه" روزنامه‌نگار لبنانی و در این خصوص جایی برای کلامی دیگر نیست.

سوم ژوئن را بهانه‌ای قرار می‌دهیم برای یادی از امام آزادی.‌ کسی که از ایران برای ایستادگی در مقابل ظلم به‌پا خواست و تا اثبات حقانیت مظلوم پیش رفت.

هشتادمین سال تولدش را در غیاب او جشن می‌گیریم به امید آنکه روزی بتوانیم راهرو خط آزادی و عشق باشیم.

۱۳۸۷ خرداد ۷, سه‌شنبه

بازگشت شب‌های موسیقی به لبنان

محبوب‌ترین ستارگان موسیقی لبنان، این شب‌ها به میان مردم آمده‌اند تا در مرکز شهر بیروت پیام‌آوران صلح و شادی باشند.

کافیست از طبقات بالای یکی از برج‌های مشرف بر مرکز شهر به تماشا بنشینیم. چند خیابان منتهی به محل اجرای کنسرت، پر از جمعیت و آسمان، غرق در رقص رنگ و نور است. پرچم‌های اختصاصی گروه‌های سیاسی جای خود را یکسره به پرچم لبنان سپرده‌اند تا نشان از برداشتن دیوارهای میان خود باشند.

کافه‌ها و بارها نیز گرم‌تر و صمیمی‌تر از همیشه، میزبان شوق و شور مردم‌اند.

از دوسال پیش و پس از خاتمه جنگ حزب‌الله و اسرائیل، به دلیل تحصن 538 روزه اپوزیسیون در مرکز بیروت، این منطقه که مهم‌ترین مرکز تجاری شهر محسوب می‌شود؛ دچار رکود اقتصادی چشم‌‌گیری شد.

لبنان را به خاطر زیبایی‌های جغرافیایی و فرهنگی‌اش به عنوان عروس خاورمیانه می‌شناسند؛ اما پایان جنگ 33 روزه‌ در تابستان 2006 و اوج‌گیری اختلافات حزب‌الله و هم‌پیمانانش با دولت، به تحصن آنها در مرکز بیروت انجامید.

این روند تا آنجا پیش رفت که فضای تند و خشونت‌بار گفتمان سیاسی، جای لطافت هنر و موسیقی را گرفت و در ماه می جاری به اوج خود رسید. صدای گلوله‌ها جایی برای صدای زندگی باقی نگذاشت و کشور تا آستانه‌ی جنگ داخلی پیش رفت.

اینجا بود که تلاش اتحادیه‌ی عرب و میانجیگری دولت قطر به داد لبنان رسید و به توافق میان رهبران گروه‌های لبنانی با میزبانی امیر قطر منجر شد.

نخستین نشانه‌ی بازگشت صلح به لبنان، طنین موسیقی در مرکز شهر و غریو شادی هزاران جوان در این مراسم شد. این درحالیست که پس از کریسمس سال 2004 و در واقع بعد از ترور رفیق حریری، بیروت هرگز چنین جمعیتی را به خود ندیده بود.

خوانندگان لبنانی که در این دو سال به دلیل ناآرامی جو حاکم، موفق به برگزاری کنسرت‌های خود نشده بودند، به مدت یک هفته هر شب از مردم دعوت کرده‌اند تا با حضور خود در مرکز شهر، آرامش شیرین و رویایی گذشته را به بیروت بازگردانند.

در اولین شب از کنسرت‌ها «هیفا وهبی» برنامه داشت که به علت شرکت بیش از انتظار مردم و مشکلات پیش‌بینی نشده، این اجرا لغو شد و به شبی دیگر موکول گشت.

در شب‌های دیگر نانسی عجرم، ماجده رومی، نوال زغبی، راغب علامه و چندی دیگر از خوانندگان لبنانی برنامه داشته و خواهند داشت.

جالب توجه است که دو خواننده‌ی اخیر در جریان نشست سران لبنانی در هتل شرایتون دوحه به آنجا رفته‌ و به نمایندگی از نسل جوان کشورشان از سیاستمداران خواستند تا بدون توافق به کشور باز نگردند.

نگاهی گذرا به سابقه ستاره‌های موسیقی لبنان، خالی از لطف نیست اگرچه نزد علاقه‌مندان به ترانه‌های شرقی ناشناخته نیستند:

هیفا وهبی خواننده‌ی شیعه لبنانی که در 16 سالگی به عنوان ملکه زیبایی و مدل برتر از جنوب لبنان شناخته شده بود، یکی از پر طرفدارترین خوانندگان این کشور است.

نانسی عجرم متولد 1983 میلادی که در سال 2003 جایزه‌ی بهترین خواننده عرب را در مصر از آن خود کرد،‌ با داشتن سن کم در کشورهای خاورمیانه و خصوصا ایران از محبوبیت بالایی برخوردار است.

ماجده رومی در سال 1957 در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد. حلیم الرومی پدر وی از بزرگ‌ترین موسیقیدانان و آهنگسازان لبنانی است. او در جشن‌‌های این هفته به عنوان خواننده‌ی آخرین شب فستیوال با شعر «یا بیروت» کنسرت خود را آغاز خواهد کرد.

نوال زغبی متولد 1973 میلادی در 15 سالگی به عنوان منتخب برنامه‌ی «استدیو فن» شناخته شد که در آن زمان کشف و پرورش استعدادها را بر عهده داشت. وی در سال 1997 در کشورهای لبنان، مصر، اردن و امارات به عنوان بهترین خواننده عرب، دوره‌ی اوج خود را گذراند.

راغب علامه متولد 1962 در جنوب بیروت است. از 18 سالگی به جامعه هنری راه یافت و تاکنون 16 آلبوم از وی منتشر شده که آخرین آنها بیش از 700 هزار نسخه فروش داشته است.

پیش‌بینی می‌شود بیروت به زودی شاهد اجرای برنامه توسط «فیروز» و «الیسا» به عنوان برترین‌های دنیای موسیقی لبنان نیز باشد:

فیروز را صدای افسانه‌ای عرب پس از ام‌کلثوم می‌شناسند. وی در سال 1953 در خانواده‌ای فقیر چشم به جهان گشود. در سال 1942 با کمک استادانی چون حلیم الرومی، پدر ماجده رومی در خانواده‌ی رادیویی لبنان جای گرفت. امروزه بیش از 900 اثر از وی در بازار لبنان موجود است.

الیسا هم دو سال پیاپی جایزه‌ی بهترین خواننده عرب را در جشنواره‌ی بین‌المللی موسیقی از آن خود کرد. او فارغ التحصیل رشته‌های علوم سیاسی و تئاتر است و در لبنان از میان 100 هنرمند به عنوان بهترین خواننده شناخته شده است.

موسیقی در لبنان قدمتی تاریخی داشته و بیش از سایر کشورهای عربی رونق دارد. روی آوردن جوانان به «آکادمی عالی موسیقی بیروت» که در آن سازهای غربی و شرقی تدریس می‌شود، نشانه‌ای از انس تاریخی مردم به این هنر است.

دیگر دلیل حضور پررنگ موسیقی در لبنان، جمعیت بالای مسیحیان و همراهی علوم دینی مسیحی با این هنر است،. کلیساها و آکادمی‌های مرتبط با این علوم، موجب تاسیس بخش موسیقی در دانشگاه آنطونیه بود. این دانشگاه گذشت ربع قرن از تاسیس خود را در سال 2006 با حضور سعدالدین حریری رهبر فراکسیون اکثریت پارلمانی جشن گرفت.

وزیر جهانگردی لبنان، تابستان آینده را فصل رونق مسافرت جهانگردان به بیروت پیش‌بینی کرد.‌ اگر این پیش‌بینی درست باشد، آلبوم‌های موسیقی از مهم‌ترین سوغات‌ توریست‌ها برای دوستان و خانواده‌های خود خواهد بود.

انس میلیون‌ها جوان لبنانی به موسیقی تا اندازه‌ایست که می‌توان بازگشت این شب‌ها به لبنان را «بازگشت لبنانی‌ها به طبیعت و هویت خویش» نیز دانست.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

تا رهایی

«روزی که از واژه‌ی فمینیست برای هویت جدیدم استفاده کردم، نمی‌دانستم به راستی فمینیسم چیست. اگرچه الان هم هر چه پیش می‌روم به ابهامات و سوالاتم افزوده می‌شود. نه این که دچار ابهام شده باشم،‌ بلکه حالا چرا و چگونگی همه چیز برایم به مراتب مهم‌تر شده؛ در هر شرایطی سوال برانگیز است،‌ و در تعامل با چیزهای دیگر قرار می‌گیرد و هزاران سوال برمی‌انگیزد، به منشور هفت رنگ تبدیل می‌شود، می‌برد، نوازش می‌کند، ‌مفتون می‌کند و سوال برمی‌انگیزد. این چیز جدیدی نیست. دستاوردهای بشر شاهد آنند که انسان همواره با سوال‌هایی روبه‌رو بوده و گاهی فعالانه در صدد پاسخ‌یابی به آن‌ها برآمده. اما تا همین یکی دو قرن پیش سوال‌ها زنانه و مردانه داشت. یک ردیف سوال‌هایی بود که فقط مردان جرات ابراز آن‌ها را داشتند و سوال‌هایی هم بود که خاص زنان شمرده می‌شد، یعنی زنان فقط "باید"، همان سوال‌ها را می‌کردند. کاری که فمینیست‌ها یا اولین زنان مبارز برای کسب حقوق زنان انجام دادند برداشتن همین "باید" از وسط جمله‌ی یاد شده بود و بعد هم،‌ خیلی زود، برداشتن آن از وسط خیلی جمله‌های دیگر. و بدیهی است که مساله به سرعت سیاسی شد. چون خنده‌دار است که تو بگویی باید و نباید نداریم و بعد از حکومت زور بشنوی. این‌طور بود که فمینیسم پر از تنوع شد و هرکسی از ظن خود شد یار آن و گاهی هم دشمن قسم خورد‌ه‌ی آن»

زنان زیر سایه‌ی پدرخوانده‌ها
(نوشین احمدی خراسانی)


برای شروع شاید بهتر باشد از "اولین‌ها" نام برد ...

هرچند که این اولین‌ها همیشه در صفحات پر درد تاریخ گم شده‌اند ...

در گپی دوستانه بحث "فمینیسم" بود و مبارزه برای حقوق برابر، صفحات را ورق زدیم و به اول داستان رسیدیم و مسلما به نام "قرة العین".

اولین‌های مبارزه برای حقوق زنان، اولین کسی که در مجلس ایران حجاب از سر برگرفت تا در کنار آیه‌ی‌ "لااکراه فی الدین" بایستد و نظر و عقیده‌ی خود را از زیر بار زور و ظلم نجات بخشد شاعره‌ای که با عشق،‌ مبارزه و درد آشناترین بود.

آنچه بر او گذشت تاریخ پر تکرار امروز ماست ...

سالهاست که در مبارزه‌ایم برای به دست آوردن حقمان ... برای نجات انسانی به اسم "زن" از زیر سایه‌ی پدرخوانده‌ها ...
سالهاست در کنار تلاش برای کم‌ترین حق انسان بودن؛ "برابری"، در مقابل هجوم‌های سیاسی،‌ اجتماعی و اقتصادی ایستادگی کردیم تا به امروزمان رسیدیم ...

قرة‌العین با عشق، درد و شهامت تا آخرین لحظه مقاومت کرد و از آرمان،‌ باور و اعتقادش کناره نگرفت، باشد تا ما نیز با نگه‌داشتن نام آن‌ها در ذهن دوم‌مان راهشان را ادامه دهیم تا تاثیری هرچند کوچک در زندگی داشته باشیم.